مقدمه : آنروز که آفتاب عالمتاب اسلام در آینه عالم درخشید و خداوند کوثری همواره جاری به رسولش اعطا نمود ، زن آنچنان منزلتی یافت که در امور اجتماعی و جهاد و .... دوشادوش مردان به پا خاست و شاید بتوان از این مهم به عنوان یکی از عوامل گسترش اسلام در پهنا گستره این جهان یاد کرد. و با زن بود که مرد هم به ارزش واقعی خود رسید که« از دامن زن مرد به معراج رسید» اما هدف از تدوین این مجموعه مقایسه جایگاه زن در اسلام و سایر ادیان است. در این مجموعه سعی بر آن شده است که ابتدا جایگاه اجتماعی زن سپس جایگاه دینی زن بررسی شود وترتیب بندی ادیان بر حسب حروف الفبا بوده است. هیچ نتیجه گیری خاصی صورت نگرفته است، باشد که خوانندگان عزیز، خود با عقل سلیم به نتیجه صحیح دست یابند . در این مجموعه در فصل مربوط به اسلام زن بیشتر از منظر قرآن کریم مورد بررسی قرار گرفته و برای نظریات اسلام در مورد زن از قرآن شاهد مثال آورده شده است بنابراین شاید بتوان این مجموعه را اینگونه نامگذاری کرد: زن از منظر قرآن، گات ها،انجیل و تورات. در هر صورت لازم است از راهنمائیهای اساتیدی چون آقایان دکتر صحرایی و استاد سازگاری تشکر نمایم و سپاسگذار زحمات پدرم ( آقای سید فضل الله طباطبایی ندوشن) و در نهایت از کلیه دوستان همراه و همدل بخصوص رئیس دفتر سازمان بسیج دانشجویی در میبد و هسته علمی این دفتر کمال تشکر نمایم. سید روح الله طباطبایی ندوشن ارزش و جایگاه زن در اسلام: آیات قرآن، بهترین ادله برای درک حقوق انسانی زن می باشد. خداوند در برخی از سوره ها پس از ذکر وضعیت اسف بار زنان احکام خود را که سنتهای جاهلی را باطل می کند بیان می نماید و به آنان حقوق و مزایای خاصی عطا می کند. زن آنقدر ارزش دارد که خداوند سوره ای به نام آنان ( سوره نساء ) نام گذاری می کند و در همین سوره است که می فرماید: من تمام افراد بشر را از یک جفت (زن و مرد) آفریده ام ، در اولین مرتبه یک نفر انسان خلق کردم و از وی جفت او را آفریدم و سایر انسانها از طریق تناسل و توالد بر روی زمین منتشر نمودم.[1] خداوند می فرماید :« هن لباس لکم و انتم لباس لهن » ایشان برای شما و شما برای ایشان لباس هستید . این تشبیه برای این است که زن و مرد با ازدواج با هم لباس عفت می پوشند. زن و مرد در اسلام : آیه 35 سوره احزاب اینگونه آغاز می شود : « ان المسلمین و المسلمات و المومنین والمومنات .....» در این آیه زن و مرد در 10 مورد یکسان و دارای یک مرتبت شناخته شده اند: 1- اسلام ، 2- ایمان ،3- قنوت، 4- صداقت،5- صبر،6- فروتنی،7- صدقه دادن،8- روزه،9- عفت،10- یاد خدا خداوند در آیه 195 از سوره آل عمران می فرماید: «انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی بعضکم من بعض» هرگز عمل شما چه مردان یا زنان را که بعضی شما از بعض دیگر هستید ضایع و بی مزد نخواهم گذاشت. اما یادمان نرود که اگر زن و مرد هر دو ثواب نیک برایشان ثبت می شود در مورد گناه هم از هر دو جنس خوب و بد می توان یافت چنانکه در قرآن هم مردان و هم زنان با عنوان المنافقون و المنفقات مورد خطاب قرار گرفته اند.[2] و خدا نیز به هردو وعده آتش جهنم داده است.[3] خداوند در قرآن هر یک از مرد و زن را که دچار سرقت شوند به قطع 4 انگشت دست محکوم می کند که «والسارق والسارقه فاقطعوا ایدیهما...»[4] و آنگاه بهره زن و مرد را از اعمالشان چه نیک و چه بد یکسان می داند، این آیه بیانگر این حکم است:« للرجل نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن» در قرآن نام زنان موحد و پاک به عنوان اسوه و نمونه آمده که برخی را نام می بریم: 1- حوا ، 2- ساره، 3- هاجر،4- مادر موسی (یوکابد،بوحابت) 5- آسیه،6-کوثر (فاطمه (س)) ،7- دختران شعیب ،8- مریم. نام زلیخا و رحیمه و بلقیس نیز آمده است. در ضمن نام زنان گناهکارهمچون زن نوح و زن لوط نیزآمده است و این نشانگر این است که زن و مرد اگر خوب باشند هر دو به یک اندازه پاداش می بینند و اگر بد باشند هر دو عقاب می شوند. زن می تواند آنقدر خوب باشد که مثل آسیه ملقب به مومنه آل فرعون شود و میتواند آنقدر بدر و مذموم باشد که چون زن ابولهب «حماله الحطب» نامیده شود. مهریه: اسلام مهریه را حق مسلم زنان می داند و مردان را به رعایت این حق توصیه می کند اسلام مهریه را پشتوانه و مسبب دلگرمی زن می داند و از آن با عنوان «نحله» یاد می کند. «واقوا النساء صدقاتهن نحله فان طبن لکم عن شیی منه نفسا فکلوه هنیئا مریئا» «مهر زنان را در کمال رضایت و طیب خاطر به آنها بپردازید پس اگر چیزی از مهر خود را از روی رضا و خشنودی به شما بخشیدند و برخوردار شوید که حلالتان باد.» البته باید بگوییم که سختگیری بر زنان به قصد اینکه منتهی به بخشش مهریه شود برای شوهر حرام است ، اما در صورت فحشای آشکار زن، مرد می تواند بر وی سخت بگیرد تا از بذل مهر او برخوردار شود. خداوند برای ثمر بخشی درخت زندگی به مردان توصیه هایی فرموده است و با خطاب « وعاشروهن بالمعروف» بر اصول اولیه که زیربنای زندگی است تاکید می فرماید. ازدواج: سن ازدواج در اسلام از زمانی آغاز می شود که دختر و پسر به سن تکلیف رسیده باشند سن تکلیف در دختران 9 و در پسران 15 سالگی است. همانطور که در تاریخ اسلام آمده است : حضرت فاطمه (س) در سن 9 سالگی به تزویج حضرت امیر(ع) در آمدند. دختر و پسری که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند مادامیکه به نکاح یکدیگر در نیامده اند با یکدیگر محرم نیستند و حتی نگاه کردم به هم فقط برای انتخابگری در مورد ازدواج جایز می باشد. موافقت پدر با این ازدواج شرط است و ازدواج بدون رضایت پدر دختر حرام است مگر اینکه مخالفت او بدون دلیل باشد. مهریه در آیین اسلام از ارکان ازدواج است اما خانواده عروس هم باید از سختگیری های بیجا خود داری کنند. در عرف اسلام، رسم بر اینست که دختر جهیزیه داشته باشد اما نه آنقدر سنگین که به خانواده دختر فشار شدیدی وارد شود. در اساس اسلام، خانواده رئیس قطعی ندارد و زن و شوهر باید با تعامل با یکدیگر به اداره زندگی بپردازند.
طلاق: در آیین اسلام از طلاق به عنوان «ابغض الحلال» یاد شده است و در شرایطی خاص، طلاق جایز است. شوهر باید با طلاق موافق باشد یعنی اینکه یا خود زن را طلاق دهد یا اینکه تقاضای زن تقاضای طلاق کند و او موافقت نماید. اخیرا نیز طرحی در مجلس شورای اسلامی در دستور کار قرار گرفته بود که نمی دانیم به سرانجام رسید یا نه؟ با این مضموم که «به زن حق طلاق داده شود» در هر صورت مهریه عندالمطالبه است چه به شرط طلاق و بهچه به شرط ادامه زندگی. شرایط جواز طلاق[5]: 1- مرد مختار به طلاق زن خود باشد و مجبور نباشد. 2- مرد در حین طلاق دادن زن عاقل باشد. 3- مرد در حین طلاق دادن زن بالغ باشد. طلاق بر دو نوع بائن و رجعی است. بائن :آنست که بعد از طلاق، مرد حق ندارد به زن خود رجوع کند، یعنی بدون عقد به او رجوع کند و آن بر 5 قسم است که شرح آن در رساله های علمیه آمده است. رجعی: طلاقی که بعد از آن تا وقتی زن درعده است مرد حق رجوع به او را دارد و عقد مجدد لازم نیست. انواع ازدواج: ازدواج با عقد نکاح عقدی است که مرد به زن حلال می شود و آن بر دو گونه است[6] : 1- عقد موقت: ازدواجی که مدت آن معین شده باشد ، صیغه ، متعه 2- عقد دائم: ازدواجی که مدت آن معین نشده باشد ، دائمه در هر دو نوع صیغه عقد را یا خود زن و مرد می خوانند یا وکلای آن دو و وکیل می تواند زن باشد. صیغه عقد دائم: صیغه عقد دائم بدین شرح است: اگر صیغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگوید: زوجتک نفسی علی الصداق المعلوم مرد باید بگوید: قبلت التزویج اما اگر دیگر را وکیل کنند چنانچه مثلا اسم مرد علی و اسم زن فاطمه باشد وکیل زن می گوید: زوجت موکلتی فاطمه موکلک علی، علی الصداق المعلوم و سپس وکیل مرد بگوید قبلت لموکلی علی ، علی الصداق عقد صحیح است.
صیغه عقد غیر دائم: زن می گوید : زوجتک نفسی فحالمده المعلومه علی المهر المعلوم مرد باید بلافاصله بگوید: قبلت اما اگر هر دو وکیل داشته باشند: اول وکیل زن به وکیل مرد می گوید: متعت موکلک فی المده المعلومه علی المهر المعلوم بلافاصله وکیل مرد می گوید: قبلت لموکلی هکذاء عقد صحیح است. اتخاذ زن صیغه ای در حین داشتن همسر دائمه جایز است. چند همسری: اتخاذ همسران دیگر غیر از همسر اول به طور دائم تا چهار همسر جایز است البته اصل بر توانایی مرد در ایجاد عدالت بین آنان می باشد. سهم الارث زن: در باب ارث طبقاتی وجود دارد که این طبقات مانع ارث بردن زن و شوهر از یکدیگر نمی شوند.[7] اگر زن بمیرد و اولاد دیگری نداشته باشد نصف اموال به مرد و مابقی به دیگر وراث می رسد اما اگر زن اولادی از آن شوهر یا شوهر دیگر داشته باشد چهار یک )14 (اموال به مرد و مابقی به وراث می رسد اگر مرد بمیرد و اولاد نداشته باشد )14(چهاریک به زن می رسد و اگر اولاد داشته باشد چه از آن و چه از زن دیگر هشت یک (18) را زن و بقیه را دیگر وراث به ارث می برند.
منابع و مآخذ دین اسلام : 1- قرآن کریم 2- رساله توضیح المسائل حضرت آیت الله العظمی بهجت 3- زن از منظری دیگر هادی قطبی 4- نگرش تطبیقی «زن در آینه قرآن و زردتشت، یهود ومسیح» الهه وکیلی
آئین زردتشت و جایگاه زن: در مذهب اسلام به مجوسها، زردتشتی اطلاق می شود و معامله با آنها در حکم معامله با اهل کتاب می باشد در قرآن مجید نیز مجوسها در ردیف اهل کتاب قرار گرفته اند.[8] اساس فلسفه در زردتشت براینست که دو نیرو در عالم موجود است یکی جاذب و دیگری دافع، جاذب؛ نور و راستی و خیر است و دافع؛ مرگ و دروغ و شر است. بهشت و جهنم هم آنگونه که در قرآن توصیف شده اند وجود ندارد: جهنم تاریکی و سکوت است و بهشت نور و سرور. اوستاف مجموعه فرهنگ پارسیان کهن و زردتشتیان است و به اشتباه آنرا به عنوان کتاب مقدس زردتشتیان نام می برند، کتاب مقدس زردتشتیان ؛ گات ها است. زن و آیین زردتشت : بخشهای مختلف اوستا، در بر دارنده نظریات متفاوتی در ارتباط با زن است و او را از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار می دهد گاهی سلطه پذیری زن در جامعه ای مردم سالار ترسیم می شود و گاه زن به عنوان پادشاه در جامعه زردتشتی مذهب حکم می راند. اینها نمایانگر تضاد و تناقض است. در آئین زردتشت مرد و زن با هم مورد خطاب قرار گرفته اند و به آنها وعده داده می شود که در صورت نیایش اهورامزدا از پل صراط خواهند گذشت یعنی هر کدام به تنهایی حق اندیشیدن و گذیدن راه صحیح و ناصحیح را دارند. اما در متن های کهن ایرانی پرهیزهای سخت دشتان (عادت زنانگی) و نوشیدن نیرنگ [9] جلب نظر می نماید. «احکام مربوط به ازدواج، مهر، طلاق و ارث در آیین زردتشت» در آیین زردتشت پنج نوع ازدواج موسوم بوده است: 1- پادشاه زنی 2- چکر زنی (چاکر زنی) 3- ایوک زنی 4- سترون زنی 5- خود رای زنی که هرکدام توضیح خاص خود را دارد که به شرح ذیل می باشد: 1- پادشاه زنی: هر کدام از پسر و دختر که خواستار ازدواج با طرف مقابل باشد و طرف دیگر هم قبول کند و خانواده طرف هم قبول کنند ازدواج صورت می گیرد و زن پادشاه و کدبانوی خانه است. 2- چکر زنی (چاکر زنی): در صورتی که زن اول در خانه شوهر خود فلج شود یا بیماری مقاربتی پیدا کند یا عقیم باشد مرد می تواند زن دومی اختیار نماید به شرط اینکه از زن اول خود هم سرپرستی نماید. 3- ایوک زنی: اگر پسری به خواستگاری دختری رفته باشد که برادر آن دختر فوت کرده باشد خانواده عروس به یک شرط با این ازدواج موافق هستند که اولین فرزند این دختر باید به نام و از آن برادر فوت شده باشد یعنی اسم این کودک در دفتر ثبت به نام برادر فوت شده و خواهر آن مرحوم ثبت شود یعنی در ذیل نام پدر کودک: نام برادر فوت شده و در ذیل نام مادر نام خواهر آن مرحوم ذکر می شود که متاسفانه برخی از آن نا آگاهان از آن به ازدواج با محارم تعبیر می کنند (ازدواج برادر با خواهر) . 4- سترون زنی: در صورتی که پدر عروس فرزند پسری نداشته باشد و بخواهد که پسر چراغ خانواده را روشن کند شرط می کند که اولین فرزند پسر حاصل این ازدواج باید از آن او باشد یعنی در ذیل نام پدرکودک : نام پدربزرگش (پدرعروس) و در ذیل نام مادر: نام دختر آن مرد (مادر واقعی کودک) نوشته شود که نا آگاهان نیز از این امر به ازدواج با محارم تعبیر کرده اند (ازدواج پدر با دختر). 5- خود رای زنی : اگر خانواده یک طرف ازدواج یا هر دو طرف با این وصلت موافق نباشند پسر و دختر حق ازدواج دارند اما آن طرف ازدواج یا هر دو طرف خود به خود از ارث محروم می شوند.
خواستگاری: هر دختری که خالی از موانع زناشویی باشد را می توان خواستگاری نمود. در زمانهای دور دختر می بایست از پسر خواستگاری نماید. همانطور که در شاهنامه می بینیم تهمینه به سراغ رستم می رود و از او خواستگاری می کند یا اینکه در یکی از بندهای گات ها آمده است که زردتشت به دخترش «پروچیستا» می گوید که من جاماسب را برای ازدواج تو مناسب می بینم پس به خواستگاری او برو. در کتاب نگرش تطبیقی زن در آینه قرآن، زرد تشت، یهود و مسیحیت[10] می بینیم که سن ازدواج 21 سالگی اعلام شده است اما از زبان یکی از موبدان زردتشتی [11] که CD مصاحبه آن ضمیمه این پژوهش است می گویم : سن خاصی برای ازدواج وجود ندارد وقتی دختر و پسر زردتشتی از امتحانات دینی و سوارکاری و تیراندازی و کشاورزی و خانه داری سربلند بیرون بیایند و سدره و پشتی برتن آنان کردند آنگاه کمربندی به کمر دختر یا پسر می بندند که نشان می دهد این دختر یا پسر واجد شرایط ازدواج است. در این سنت ممکن است فردی که 15 سال داشته باشد واجد شرایط ازدواج گردد و ممکن است مردی که 21 سال هم دارد توانایی ازدواج و تشکیل خانواده و زندگی مشترک را نداشته باشد. رضایت پدر و مادر دو طرف شرط نیست اما ملاک است چون اگر یکی از والدین راضی نباشند این ازدواج «خود رای زن» است و خود به خود دختر یا پسر از ارث محروم می گردد. در صورتی که یکی از والدین فوت کرده باشد ضایت پدر یا مادری که در قید حیات است ملاک است و اگر هر دو فوت کرده باشند رضایت جد یا جده لازم است. تشریفات نامزدی را در موقعی می توان اجراء نمود که دختر کمتر از 14 سال و پسر کمتر از 16 سال نداشته باشد. این تشریفات عبارت است از : 1- مبادله حلقه نامزدی که در آرم فرهور هم دیده می شود. 2- مبادله تحفه و هدایا بین دو خانواده. 3- تهیه صورت جلسه ای در این رابطه که هفت نفر معتمد زردتشتی که حداقل 25 سال دارند آن را امضا نمایند. مدت زمان نامزدی از 3 ماه تا 2 سال در نوسان است که هدف از اجرای پیمان نامزدی شناخت بهتر دو طرف از یکدیگر است. شرایط فسخ نامزدی: 1- وقتی یکی از دو طرف بیش از 2 سال به طور متوالی غایب شود و خبری از حیات او در دست نباشد. 2- وقتی یکی از طرفین مبتلا به بیماری مقاربتی قابل سرایت شده باشد. 3- جنون یک طرف و عدم اطلاع طرف مقابل در حین پیمان. 4- جنون یک طرف بعد از پیمان نامزدی که بر حسب تشخیص اطباء تا 2 سال برطرف نمی شود. 5- وقتی که یک طرف زانی یا زانیه باشد. 6- وقتی که یک طرف به سه سال حبس محکوم شود. 7- وقتی که معلوم شود یک طرف قبلا نامزد داشته است. پیمان نامزدی به منزله پیمان زناشویی نیست که زن و مرد به هم حلال شوند مهر و صداق در آیین زردتشت وجود ندارد و خانواده عروس ملزم به تهیه جهیزیه نمی باشد خانواده عروس و داماد دست به دست هم می دهند و وسایل زندگی را فراهم می کنند و بقیه مایحتاج به واسطه کوشش شوهر در طول زندگی مشترک تامین می شود. در آئین نامه زردتشتیان آمده است که ریاست خانواده مادام العمر به عهده مرد است.[12]
طلاق: در آیین زردتشت مانند سایر ادیان مذموم شمرده شده است و به عنوان آخرین راه حل اختلاف بین زن و شوهر از آن یاد شده است، شرایط طلاق به این شرح است: 1- هر گاه در موقع اجرای مراسم زناشویی زن یا شوهر دیوانه بوده و یا اختلال مشاعر داشته باشد و طرف مقابل از این امر نا آگاه باشد. 2- هر گاه پس از ازدواج زن پی به عنین بودن (مردی نداشتن) شوهرش ببرد و تا 3 سال قابل درمان نباشد و پزشک هم تشخیص دهد که درمان پذیر نیست. 3- در صورتی که یکی از دو طرف مرتکب زنا شده باشد. 4- در صورتی که شوهر در مدت 3 سال از دادن مخارج زندگی زن امتناع کند. 5- زن از سوی شوهرش مورد ستم قرار گیرد و نصیحت و مهلت کارساز نباشد. 6- زن نافرمان باشد و از ناحیه او بیم خطر جانی بر شوهر رود. 7- در صورتی زن یا شوهر ترک دین زردتشتی کند. 8- هر گاه شوهر 2 سال غیبت نموده و از او خبری نیست. 9- و.... باید بگوئیم در آیین زردتشت زن هم مثل مرد حق طلاق دارد. اختیار همسر دوم: یک مرد زردتشتی در صورتی می تواند همسر دومی اختیار نماید که معلوم شود زن پس از ازدواج و بر اثر تماس جنسی با مرد مبتلا به بیماری مقاربتی شده باشد یا فلج شده باشد. به شرط اینکه زن اول را سرپرستی نماید و در خور شئون او را تامین نماید. سهم الارث زن: سهم زن از ارث ماترک شوهر خود یک ششم اموال است. اگر در موقع مرگ شوهر، زن از او حامله شده باشد تقسیم ارث پس از وضع حمل موکول می شود.
منابع و مآخذ آیین زردتشت: 1- آیین نامه زردتشتیان ، موبد شهزادی 2- دیدی نو بر دینی کهن ، فلسفه زردتشت، دکتر فرهنگ مهر 3- نگرش تطبیقی زن در آینه قرآن و زردتشت ، یهود و مسیح ، الهه وکیلی 4- گفته های موبد گنجی و مصاحبه به صورت CD تصویری ، سید روح الله طباطبایی ندوشن
جایگاه زن در آیین مسیحیت: ما عیسی بن مریم ناصری را به عنوان اولوالعزم می شناسیم و پیروان دینش را مسیحی می نامیم. کتاب مقدس آنان Holy BiBle بر دو بخش است بخش اول به نام عهد عتیق که شامل اسفار پنجگانه تورات و صحف انبیای بنی اسرائیل که مورد قبول یهود نیز هست و بخش دوم به نام عهد جدید می باشد. اناجیل مورد قبول کلیسا چهارتایند: 1- متی .2- یوحنا.3- مرقص. 4- لوقا. رجحان تجرد بر تاهل و ممنوعیت معلم بودن زن. یولس در رساله اول خود در پاسخ سئوال مسیحیان پیرامون ازدواج چنین می گوید: «در نامه آخرتان از من چند سئوال کرده اید جواب من اینست که اگر بتوانید مجرد بمانید بهتر است. ای کاش همه می توانستند مثل خود من مجرد باشند ولی ما همه مثل هم نیستیم . خدا به هر کسی نعمتی بخشیده است. یکی را نعمت ازدواج کردن و دیگری را نعمت مجرد بودن. پس به آنهایی که هنوز ازدواج نکرده اند و به بیوه زنان می گویم بهنر است اگر می توانید مجرد بمانید.» پولس رسول در رساله اول خود به تیموتائوس می گوید:« زن را اجازه نمی دهم که تعلیم دهد یا بر شوهر مسلط شود بلکه باید در سکوت بماند.»
ابهام: در انجیل زن از جهات مختلفی مورد توجه قرار گرفته است از آنجا که مطالب مطروحه در بعضی از بخشها مغیر با بخشهای دیگر است لذا به این موارد اشاره می کنیم: دامنه شمول حکم بعضی از آیات انجیل کلی است و همه آحاد را در بر می گیرد اما این آیات در مقایسه به آیات دیگر حاکی از نوعی تضاد می باشد. در رساله پولس رسول به غلاطیان آمده است: « هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن زیرا که همه شما در مسیح عیسی یک می باشید.» این آیه با توجه به آیات ما قبل خود نمایانگر آن است که زن و مرد در کلیه ابعاد حقوقی منجمله تعلی م تعلم به مثابه یکدیگرند و حضرت عیسی (ع) هم در موقع تعلیم دین خود بین زن و مرد تفاوتی نمی گذاشت. بنابراین با این حکم حکم قبلی (ممنوعیت تعلیم و تعلم زن) تقص می شود. در دین واقعی حضرت عیسی(ع) زن ارزش بالایی دارد اما آنچه زنان را در این دین خوار می شمرد برخی از موارد تحریف شده در دین مسیح است اکنون به احکام زنان در دین مسیح می پردازیم.
|